آینه و نازنین زهرا
وقتی نازنین زهرا علاقه به خیاطی میشه
بدون عنوان
دخترکم ...... این روزا با دیدن تارهای موی سفید.....که لا به لای موهایم جا خوش کرده گذشت برفهای زمستانی را حس میکنم ..... تا شما عزیزم به بهاربنشینی .... زمانی که بر رخسار و موهای من و پدرت گذشت برفهای زمستانی را حس کردی چطور به بهار نشستن را از یاد نبر ...
نویسنده :
مامان
18:14
دعای مادرانه
جایی خوانده ام بهترین جاهایی که در دنیا میتوان حضور داشت : در قلب کسی در فکر کسی و در دعای کسی است دخترم شما قلبم را از آن خود کرده ای ..... با اینکه تمام ساعات روز را با شما میگذرانم .... در هنگام خواب با فکر به شما خوابم میرود و با فکر به شما بیدار میشوم ....... دعای مادرانه و خیرم همیشه بدرقه مسیر طولانی زندگانیت .... عروسکم ...
نویسنده :
مامان
18:10
4دی تولد بابا امان عزیزم
اجازه هست؟
اجازه هست که عشقتو،توکوچه هادادبزنم؟ روپشت بوم خونه هااسمتوفریادبزنم؟ اجازه هست که هرنفس ترانه بارونت کنم؟ ماه وستاره روبازم فدای چشمونت کنم؟ اجازه هست که خنده هات قلبموازجابکنه؟ بهت بگم عاشقتم،دوست دارم یه عالمه اجازه هست نگاهتو،توخاطرم قاب بکنم؟ چشمی که بدخواهمونه،به خاطرت خواب بکنم؟ اجازه فریادبزنم:توقلبمی تابه ابد؟ بدون اگه رسوابشم به خاطرت خوبه،نه بد! اجازه هست دریاباشم،کویرروپیمونه کنم؟ توصدف دلم بشی،من تودلت خونه کنم؟ اجازه هست....؟؟ ...
نویسنده :
مامان
1:41
بدون عنوان
به هر چمن رسیده ام ، از تو نشان ندید ه ام تو در کجا شکفته ای ، ای گل بی نظیر من ؟ ...
نویسنده :
مامان
1:37
دختری دارم
دختری دارم از جنس ماه زیبا و به رنگ مهتاب....... دختری دارم از جنس گل ....لطیف و زیبا و خوشبو ..... هر روز مانند عنچه ای باز میشود و تمام خانه سرمست از بوی خوشش ......... دختری دارم مانند صدف سخت و محکم با قلبی بسان مرواریدی زیبا و بسیار گرانبها ...... دختری دارم زیبا با قلبی فرشته گونه مهربان و بی آلایش ساده ساده ......... دختری دارم مانند باران میبارد گاهی اما کوتاه .... مانند باران بهاری ...... دختری دارم از حنس خورشید گرم و دلچسب .... هر بامداد میدرخشد ..... خانه ام نور باران میش...
نویسنده :
مامان
1:36







