نازنین جونمنازنین جونم، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 2 روز سن داره

نازنین جونم

غزل من...

نمی دانم شب ها و روزها      من شاعر میشوم و تورا غزل باران می کنم  یا تو بهانه می شوی  و من  غزل غزل  می بارم     دختر قشنگ من دوستت دارم   بهترین بهانه تالاپ و تولوپ قلبم   هر صبح پلک هایت فصل جدیدی از زندگی  را  ورق می زنند به یاد داشته باش سطر اول همیشه این است: خدا همیشه با ماست   پس بخوانش با لبخند       لحظه های هستی من از تو پر شده است   ...
13 اسفند 1392

خرید لباس

دخترم ماه اسفند پر از شور و نشاط و حس زیبای زندگی برای من و بابا هست . تو این ماه خدا نعمت رو به تمام کرده و پسرم حامد درسال 79 و نازنین زهرای عزیزم  سال 89 به دنیا اومدند. خدا رو شکر میکنیم  و تمام عمر سپاسگذار خداییم. امسال تولدت با مراسم عروسی دختر دایی بابا نزدیک شده و ما مشغول خرید لباس و لوازم  برای شما هستیم . جالبه امسال برای خرید کردن نظر میدی ...بعضی لباسها رو نمی پسندی  و خلاصه فیلمی داریم باتو .... مامان لباس اسقللالی میخوام ... مامان لباس پرپولیسی میخوام    ( آبی و قرمز )  برای خرید کفش چه کردی جیغ میزدی بابا این گشنگه  اینو میخوام ... تا من لحظه ای از تو بابا غافل می شدم  میدید...
12 اسفند 1392

هر چی آرزوی خوبه مال تو...

     وقتی تو چشمای فرشته کوچولوم نگاه میکنم و اون هم با محبت بوسم میکنه به این فکر میکنم که آیا لذتی از این بالاتر هم توی دنیا هست؟من معتقدم که مادر بودن زیباترین حس دنیاست که قابل مقایسه با هیچی نیست.دوست دارم براش بهترین مادر دنیا باشم.البته بابا ی مهربونش  بهترین بابای دنیاست . عاشقانه ترین لحظات را با بابایی داری . و به من میگی من عاشق هوشرتم (شوهر)  ...     شیرین زبون خونمون حرف که میزنه انگاری که از دهنش نقل و نبات می ریزه بیرون و کلی با نقل و نباتهای خوشمزه اش همه رو شاد میکنه .         &n...
29 بهمن 1392

گذشته ...

دخترم با شروع فصل مدرسه ها و توجه بیشتر من به داداشات که امسال کمی هم درسهاشون سنگین تر شده و وقت بیشتری رو باید برای اونها بگذرونم دیرتر به وب تو سرمیزنم و کلی مطلب و عکسهای جامانده از فصل پاییز و زمستان داری  که سعی میکنم توی روزهای  آینده پست های جدیدی بزارم تا لحظات شیرین باتو بودن فراموش نشه . ...
29 بهمن 1392

برف بازی...

این چند روزی که برف بارید  فرصت خوبی بود برای برف بازی و راه رفتن در هوای برفی و لگد کردن برف های دست نخورده.من هم تو این چند روز به همراه دخترم کلی برف بازی کردم و یاد ایام کودکی کردم.باید بگم کلی تو روحیه مون تاثیر داشت و کلی خوش گذروندیم. ...
29 بهمن 1392