دخترم...
...دخترم ای جانم دخترم ای شیرین تر از شهد عسل دخترم صدشعر نو یکصد غزل دخترم زیباترین رنگین کمان آفتاب روشن این آسمان دخترم یک عالمه مهر و وفا برترین پیمانه جود و سخا دخترم گلدان گلهای بهار دانه ی یاقوت زیبای بهار دخترم بردرد بی درمان شفا یک ملک در ظاهری انسان نما دخترم الماس انگشتر نشین شاهکاری نیست زیباتر ازاین ...
نویسنده :
مامان
1:20
ازدواج آسمانی
برحیدروروح پرفتوحش صلوات برفاطمه وتخت جلوسش صلوات امشب شب ازدواج زهراوعلی است برچهره دامادوعروسش صلوات قامت دامادی مولا تماشا دارد امشب / او چه کم دارد عروسی مثل زهرا دارد امشب سالروز پیوند خوشبوترین گلهای گیتی، تبریک و تهنیت. *سالروز پاکترین، زلالترین، شادترین و مقدس ترین پیوند هستی مبارک...
نویسنده :
مامان
0:54
بازی وآموزش
تمرینات جدید نقاشی
این روزها که فصل مدرسه و کتاب و دفتر توی خونه رواج بیشتری داره توهم درس و مدرسه رو جدی گرفتی و هر روز میخوای بری مدرسه دنبال حامدوتوی انجام تکالیف از داداشات سبقت میگیری... خدا نکنه که برادرات با من کارداشته باشن تو مگه میزاری؟؟؟ امروز برای سوال نوشتن حمید بیچاره شدم بابت هر سوالی که براش نوشتم باید یه نقاشی برات میکشیدم.... قربون اون انگشتهات برم که قشنگ ماژیک رو دست گرفتی... کتابهای جدید و تمرینات نقاشی ...
نویسنده :
مامان
19:56
شهادت امام جواد
دنیا تو بیست و پنج سال با او چه بی وفا شد روز سی ذی القعده پرپر از این جفا شد از غم رفتن او دنیا شده پریشون تو شهر کاظمین مرقد پاک ایشون کاشکی می شد که الان با تمام وجودم با دلی آرزومند اونجا نشسته بودم می بوسیدم با شادی اون ضریح زیبا رو شاد می شدم که دیدم من حرم آقا رو... ...
نویسنده :
مامان
11:57
یک ماه ویک قدم جلوتر
نازنینم ٣١ ماهگیت مبارک الهی تا زمان باشد تو باشی زمین و آسمان باشد تو باشی دختری مثل برگ گل زیبا وبه شیرینی عسل دارم عطر احساس می دمد در من گل سرخی در بغل دارم روزی از باغ یاسها آمد درتمامی هستی ام پیچید زندگی را در وجود من گل کرد هر زمان که دخترم خندید گاهی احساس می کنم باید یک فرشته از آسمان باشد یا خداوند نورها می خواست کوثر عاشقی روان باشد در بنفشه زار چشم تو ...
نویسنده :
مامان
15:44
بافت روی مو
از خدا می خوام خودش یاره تو باشه گرده خوشبختی رو ی موهات بپاشه دوستت دارم آرایشگاه رفتن و داستانهای تو دختر نازم به محض اینکه دیدی یه دختری موهاش رو بافت زد گفتی مامان من میخوام عروس بشم .... وسریع نشستی و آماده شدی برای بافت .... دختر عجب عجوبه ای هستی تو.... در حین بافت گفتم مامان دردت میاد پاشو خودت رو سفت به صندلی چسبونده بودی و جمع شده بودی و میگفتی نه ........ خلاصه با اصرار خودت موهات بافت زده شد.  ...
نویسنده :
مامان
15:42
اطوارهای قبل از آماده شدن برای مهمانی
ای تنها دلیل رد کردن هر دلیل و ای تنها بهانه ی آوردن هر بهانه دیوانه مهربانی توام ...... ای بهترینم چه خوب شد که بدنیا آمدی و چه خوبتر شد که دنیای من شدی پس برایم بمان و بدان که تو تنها بهانه برای بودنی ...
نویسنده :
مامان
20:57










