نازنین جونمنازنین جونم، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 2 روز سن داره

نازنین جونم

بدون عنوان

نفسم! نازنینم: هرچیزی رو باهمه وجود بخوای مطمئن باش بهش میرسی و این یه مسئله اثبات شده است. پس به خوبی فکر کن  به دستهایی که کمک می کنند فکر کن  به هر اونچه که از صمیم قلبت می خوای فکر کن باور کن زندگیت لحظاتت وهمه دنیات تغییر می کنه.... باور کن هیچ چیز محالی وجود نداره و اگر با همه وجود بخوای بهش میرسی پس ببین برای چه هدفی داری تلاش می کنی بذار تمام اهدافت با توکل شروع بشه و در آخر به خدا برسه اونوقت میشی اشرف مخلوقات....   ...
24 دی 1391

مادرانه

بعضی وقتا مجبوری تو فضای بغضت بخندی .   دلت بگیره ولی دلگیری نکنی .   شاکی بشی ولی شکایت نکنی .   گریه کنی اما نذاری اشکات پیدا شن ...   خیلی چیزا رو ببینی ولی ندیدش بگیری   خیلی حرفارو بشنوی ولی نشنیده بگیری !   خیلی ها دلتو بشکنن و تو فقط سکوت کنی ....          ایمان به خدا و توکل به او همه چیز رو آسون میکنه..... ...
23 دی 1391

یه دعای بسیار مجرب (به خصوص پایان صفر)

" بسم الله الرحمن الرحيم " قال رسول الله(ص): هر كس مردم را از اين دعا با خبر كند در گرفتاريش گشايش ميشود. "سبحان الله يا فارج الهم و يا كاشف الغم فرج همي و يسر امري و ارحم ضعفي و قله حيلتي و ارزقني من حيث لا احتسب يا رب العالمين" التماس دعا ...
23 دی 1391

مراسم عزاداری رحلت حضرت رسول اکرم و شهادت امام حسن مجتبی

دخترم امروز خونه پسر خاله مامان آقا رسول سفره امام حسن (ع) بود و من و تو به آنجا رفتیم تو خیلی دختر خوبی بودی و تمام مدت با فاطمه دایی هادی و کیمیا ی خاله عاطفه بازی کردی . البته هر بچه نوزادی که میدیدی می خواستی ... بعد از نماز مغرب و عشاء هم رفتیم خونه ی خاله فاطمه از دوستای مامان و اونجا تو کلی عزاداری کردی به طوری که در تاریکی سینه زنی و خوندنت هواس همه خانومها رو به خودت جلب کرده بودی ... خاله زهرای مامانی کلی خوشحالی  کرد و قرار شد یه دست چادر مغنعه خوشگل دیگه برات بدوزه . این پنجمین چادری میشه که برات میدوزه .... دست خاله درد نکنه.....     ...
22 دی 1391