نازنین جونمنازنین جونم، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 1 روز سن داره

نازنین جونم

تقدیم به همه مادران

آسمان راگفتم می توانی آیا بهر یک لحظه ی خیلی کوتاه         روح مادرگردی؟        صاحب رفعت دیگر گردی؟ گفت نی نی هرگز من برای این کار کهکشان کم دارم نوریان کم دارم مه و خورشیدبه پهنای زمان کم دارم خاک راپرسیدم می توانی آیا دل مادر گردی؟ آسمان شوی و خرمن اختر گردی؟ گفت نی نی هرگز من برای این کار بوستان کم دارم در دلم گنج نهان کم دارم هستی کون ومکان را گفتم می توانی آیا لفظ مادر گردی؟             همه ی رفعت را ...
3 آبان 1391

بخند

بخند تا تمام خوابهای شیرینم دریک لبخندتو تعبیر شوند بخند تا راز آهنگ دلم در لبان تو تصویر شوند ...
3 آبان 1391

خود را به تو می سپارم

من تمام هستی ام را دامنی می کنم   تا تو سرت را بر آن بنهی تمام روحم را آغوشی می سازم تا تودر آن بیاسایی تمام نیرویی را که در دوست داشتن دارم دستی می کنم تا چهره و گیسویت را نوازش کند تمام بودن خود را زانویی می کنم تا برآن به خواب روی     خود را           تمام خودرا                    به تو می سپارم ...
3 آبان 1391

مهربانی

دختر گلم: مهربانی بهترین عطریست که در گل جاریست     و                           تو خوشبوترین گل دنیا هستی.   ...
2 آبان 1391

آب بازی

وقتی مامان سرش به کار آشپزخونه گرمه تو غیب میشی ...    کجایی؟ کجایی؟ توی حموم   آب بازی ...
1 آبان 1391