دنیای قشنگ عاشقی







بعضی اوقات اینقدر دلتنگ میشوم ک دلتنگی ایی همراه با سرمستی مرا فرا میگیرد
در امتداد خلسه وار زندگی دلتنگ تر از همه ی تنهایی ها کنجی مینشینم
و تمام دلتنگی هایم را دانه دانه میشمارم.
وقتی ب دلتنگی هام مینگرم ی حالی پیدا میکنم
ی حالی همراه با خلسه ایی شیرین
ک نه ارومم میکنه و نه حتی آشوب میزنه ب دلم
دلتنگی های من دلتنگی هاییست ک هر مادری یک روزی عاشقانه میخواندش
مث دل بی قرار من
من هنوز باورم نشده ک بیش از دو سال از زندگی ام را در کنار تو ب آرامش رسیده ام
یک آرامش ابدی
دو سال در کنارت حس گرفتم و آغوش زیبای مادرو فرزندی را درک نمودم
و فهمیدم ک تنها عشقی است ک برایم مقدس است
و من هنوز دلتنگ آن روزهایم
برای آن روز ب دنیا آمدنت
برای لحظه ب لحظه بزرگ شدنت 
برای لحظه های ناب زندگی ک گاه با تمام وجودم برایش وقت گذاشتم
تو هر لحظه بزرگ تر میشدی و من غافل از تمام زیبایی های این دنیابودم
در حالی ک ب زیبایی بزرگ شدنت تبسم میکردم
تبسم من دنیایی بود برای دل کوچک تو
و وجود تو آرامشی بود برای دنیای من
من با تو ب دنیای قشنگ عاشقی رسیدم
و فهمیدم ک مجنونم و لیلای من دختری است از حس ناب نازنین زهرایی
بمان برایم بمان نازنین باش برای تک تک روزهایم



دنیای قشنگ عاشقی
