شیرین کاری های قشنگت
خوشگل مامانی هر روز که میگذره کارات شیرین تر میشه . وقتی میریم سوار ماشین بشیم سریع میری پشت فرمون و شروع می کنی به قام قام تازه به من نگاه میکنی تا بهت بگم مامانی تند نرو و تو قهقهه میزنی . وقتی بابات میخواد سوار شه کلی اعتراض میکنی که خودت رانندگی کنی .... الههی قربون دست فرمونت مامانی ...
نویسنده :
مامان
22:07
دختر بابایی
دختر بابا قشنگه با زندگی یه رنگه شب که بابا تو خونه ست دختر بابا روشونه ست بالا وپایین میره نفس اونو میگیره اما بابا می خنده دور غم و می بنده اگر چه خیلی خسته اس لباش مثال پسته اس دلش چه شاده شاده خوشیش چقدر زیاده پدر ودختر تو ابران بااون لبای خندان دست علی یارشون خدا نگهدارشون
نویسنده :
مامان
16:58
شعر برای دخترم بخونم
دختر چه نازه دختر نغمه و سازه دختر توباغ مهربونی چه یکه تازه دختر ...
نویسنده :
مامان
16:17
جشنهای عروسی
دختر گلم توی این ماه چندتا جشن عروسی وتولد داشتیم و به تو خیلی خوش گذشت .. همش وسط مجلس بودی و نانای میکردی با بعضی موزیک ها هیجانی می شدی و میخواستی کنار دستی هات با تو نانای کنند ... توی جشن حنابندان علی پسر زهره خانم دوست مامانی حاج خانم ترابی اولین شاباش رو داد وکلی هم برای رقصیدنت ذوق کرد . شب گذشته هم عروسی پسر دایی بابا اقا ناصر بود اونجا هم ترکوندی شب که اومدیم خونه مو قع خواب کلی از دستت خندیدیم بلند شدی به سمت حمید رضا یه سیلی محکم خوابوندی تو گوش حمید رضا و داداش حمید گفت من چه کار کردم دستت رو به اعتراض تکون دادی و بیا وبرو...
نویسنده :
مامان
13:27
نگین بامتین و نازنین زهرا
عروس بشی
جیگر مامان هر تالاری که میریم میری جای عروس میشنی و دیگه هم پایین نمی ایی ... ا مید وارم در لباس عروس ببینمت انشاالله ..... خوشبختی تو ارزوی منه و دوست دارم همیشه با لبخند تورو ببینم ... تورا تا بی نهایت دوست دارم.... ...
نویسنده :
مامان
15:24
فاطمه جان با نازنین زهرا
الهی دوتا فرشته های قشنگم خوشبخت بشید ... عاشقانه دوستتون دارم ..... ...
نویسنده :
مامان
14:48
شاد باشی
عزیزتر از نفسم ..... این روزهای پایانی شهریور جشنهای زیادی داریم . هفته قبل جشن حنابندان و عروسی یاسر پسر عمه مامان بود که به تو خیلی خوش گذشت چون محوطه برای بازی کردنت در باغ تالار باز بود وکلی با فاطمه دایی بازی کردی و عکس انداختی .... دو روز بعد هم تولد نگین بود و اونجا هم کلی نانای کردی و با بچه ها عکس گرفتی ... امشب هم مخواهیم بریم حنابندان علی پسر خاله زهره که انشاالله خوش میگذره .... خلاصه مامان جشن بعدی هم به سلامتی دو روز دیگه عروسی ناصر پسر دایی بابا هستش و همینطور ادامه دارد ..... دختر گلم ... نازنین زندگی من الهی همیشه شاد باشی .... &...
نویسنده :
مامان
18:21
فرشته ی نگهبان زندگیت
دخترم .... دختر که باشی میدونی اولین عشق زندگیت پدرته دختر که باشی میدونی محکم ترین پناهگاه دنیا اغوش گرم پدرته دختر که باشی میدونی مردانه ترین دستی که میتونی تو دستات بگیری و بعدش دیگه از هیچی نترسی دستای مهربون و گرم پدرته دختر که باشی میدونی همه دنیا پدرته دختر که باشی میدونی هر جای دنیا که باشی چه کنارت باشه یا نباشه قویترین فرشته ی نگهبان زندگیت پدرته ...
نویسنده :
مامان
14:17








