الو الو
نازنین ناز نازی عسل عسلی من
تازگی یاد گرفتی گوشی تلفن رو برمیداری و صحبت میکنی ...
معمولا" خاله علیرضا عمو منوشی عباس بابا رو صدا میکنی ...
وقتی گوشی رو برمیداری سریع میری یه گوشه که از دسترس ما هم دور باشی .
الان هم داری با داداش حمیدت قایم باشک بازی میکنی چشم گذاشتی و میگی سه دو بیام بیام و دنبال حمید رضا میگردی حمید هم توی حموم قایم شده ....
از داداش حامد کمک گرفتی و حمید و پیدا کردی
قشنگترینم
لحظه هایت را برایت به یادگاری می گذارم تا در آینده شیرینی دوران کودکیت را با من حس کنی .
تو عزیزی برایم
مثل خورشید درخشان
مثل مهتاب سپیدی
تو همون لحظه ی زیبای امیدی
توی شب های سیاهم
می درخشی مثل نور
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


الو الو
