سفر مادر جون وبابا امان به کربلا
نازگلکم امرز مادرجون وبابا امانت با دایی علی و زندایی و پسردایی مامان ساعت ١٠صبح پرواز داشتند به نجف. خدا روزی همه سفر کربلا ونجف روبکنه . دل مامانی پر میکشه برای زیارت امام حسین. وسفر بابا امان اینهارو هم بی خطر به پایان برسونه. خدا نگهدارشون باشه.
دیشب وقتی مادرجون و بابا امان رو بردیم خونه دایی تو عباس عباس میکردی و موقع اومدن به خونه نشسته بودی و عروسکای فاطمه رو برداشتی و بازی میکردی و هرچی میگفتیم بریم نمی اومدی خیلی کارات جالب بود .خودم بغلت کردم وقت خداحافظی از عباس کمک میخواستی و توی راه هم میگفتی عباس یعنی بریم خونه اونا.
شیطون بلا یاد گرفتی همه رو جذب خودت کنی...
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


سفر مادر جون وبابا امان به کربلا
