نازنین جونمنازنین جونم، تا این لحظه: 15 سال و 7 ماه و 27 روز سن داره

نازنین جونم

روزهای شیرین زندگی با فرشته کوچکمان...

1391/12/20 11:48
نویسنده : مامان
135 بازدید
اشتراک گذاری

دختر خوشگلم یه سری کارا و حرف های جدید یاد گرفته...

هر وقت میخواد آب بخوره لیوان میگیره وخودش از یخچال آب پر میکنه و میخوره و بقیه آب لیوان رو با شیطنت تموم میریزه روی یکی از داداشا...  وای که چه ذوقی میکنه اون لحظه که داداشی فریاد میزنه آآآآآی...

این روزا یادگرفته سوال کنه    این چیه ؟   این چیه؟؟؟

وقتی موتورش روشن میشه رمق طرف مقابل گرفته میشه...

به دیدن کارتون و فیلمهای کودکانه علاقه مند شده. چند تا سی دی عموپورنگ  و کلاه قرمزی و خاله سوسکه و.... رو تهیه کردیم وبعضی روزها مجبوریم همراه او چند بار این سی دی ها رو ببینیم...

وقتی بابا باشه دائما صدا میزنی بابا بیا و از این طرف به آنطرف می کشانیوبابا هم که عاشق دختر نازش هست گوش به فرمان اوست و با دخترش همراهی میکنه...

وقتی میخوام موهات رو شونه کنم کمتر اذیت می کنی و برای اینکه خوشگل بشی عروس بشی آروم می شینی...

تلفن که زنگ می خوره سریع گوشی رو برمی داری و می گی بله خاله...

اعضای بدنت رو شناختی می گی این چشم - ابو (ابرو)- مو  - گوش- لب- دل -دغ (دماغ) -دست وپا و...

دخترم عزیزکم تو تموم آرزوی منی همدم کوچولوی مهربون منی  وقتی بامنی خدا رو هزار وهزار بار شکر می کنم که تو خوشگلم رو به من دادتا بهترین آرزوی من رو برآورده کنه.

 

می بوسمت      می خندی

وقتی می خندی        زندگی جاری میشه

به چشمانم خیره میشی

معصومیت نگاهت مرا به آسمان میبره

گریه می کنی     قلبم تکه تکه می شه

میخوابی دلم برات تنگ میشه

وای که احوالات رو نمی شه توصیف کرد

عجب احساسیست   احساس مادری

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

یاسمین
24 اسفند 91 16:39
وای چه دخمل نازی و چه وبلاگ عارفانه ایی