الو الو
نازنین ناز نازی عسل عسلی من تازگی یاد گرفتی گوشی تلفن رو برمیداری و صحبت میکنی ... معمولا" خاله علیرضا عمو منوشی عباس بابا رو صدا میکنی ... وقتی گوشی رو برمیداری سریع میری یه گوشه که از دسترس ما هم دور باشی . الان هم داری با داداش حمیدت قایم باشک بازی میکنی چشم گذاشتی و میگی سه دو بیام بیام و دنبال حمید رضا میگردی حمید هم توی حموم قایم شده .... از داداش حامد کمک گرفتی و حمید و پیدا کردی قشنگترینم لحظه هایت را برایت به یادگاری می گذارم تا در آینده شیرینی دوران کودکیت را با من حس کنی . تو عزیزی برایم م...
نویسنده :
مامان
19:49
بدون عنوان
دختر نازنینم امروز تعداد بازدید کنندگان دفتر خاطراتت به ١٠٠٠٠نفر رسید . از همه دوستان خوبم که به نازنین زهرا سر میزنند متشکرم. همه ی شما نی نی هارو دوستتون دارم. باز هم به من سر بزنید. نظر فراموش نکنید. ...
نویسنده :
مامان
16:49
بدون عنوان
من پیشیم میو میو موش کوچولو بیا جلو اگه بخوای که در بری از اینجا بی خبر بری من خودمو خواب میزنم یهو تورو قاپ میزنم یه لقمه ی چپم میشی میو میو منم پیشی ...
نویسنده :
مامان
16:44
بدون عنوان
بدون عنوان
غدیر
خورشید چراغکی زرخسار علیست مه نقطه کوچکی ز پرگار علیست هر کس که فرستد به محمد صلوات همسایه دیوار به دیوار علیست عیدغدیر مبارک ...
نویسنده :
مامان
16:05




