نازنین جونمنازنین جونم، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 4 روز سن داره

نازنین جونم

یک ها

مهربانم در زندگی به یک ها توجه داشته باشیم. گاهی بایک قطره لیوانی لبریز می شود. گاهی با یک کلام قلبی آسوده و آرام می گیرد. گاهی با یک کلمه یک انسان نابود می شود. گاهی با یک بی مهری دلی می شکند. مراقب بعضی یک ها باشیم در حالی که ناچیزند همه چیزند.                    ...
11 آذر 1391

نیایش

خدایا به فرشتگانت بسپار  در لحظه لحظه نیایش خویش      "فرزند مرا از یاد نبرند"    ...
11 آذر 1391

بدون عنوان

  تو را ای گل کماکان دوست دارم به قدر ابر وباران دوست دارم کجاباشی کجا باشم مهم نیست تورا تازنده هستم دوست دارم ...
10 آذر 1391

کتاب خوندن

زهرای نازنینم باهوشم   تو عاشق کتابی و از نگاه کردن و خوندن و پاره پاره کردن کتاب لذت میبری و خیلی زود یاد گرفتی کتاب رو با دستای کوچیکت نگه داری و به تصویراش نگاه کنی واسه همین کتابای زیادی داری. تموم کتابها مدادرنگی های داداشات و لوازم تحریرشون متعلق به تو شده و هر دفتری رو پیدا میکنی شروع به نقاشی و نوشتن میکنی.           وقتی از خوندن خسته شدی شروع به خوردن کتاب کردی....   نوش جونت .... ایشاالله دانشمند میشی....   ...
10 آذر 1391

بدون عنوان

آرزویم این است نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد. نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز .   خدای اطلسی ها با تو باشد   دعای خیر شب بو با تو  باشد   تمام لحظه های خوب یک عمر   به جزء دلواپسی هابا تو باشد لبخند بهانه ایست برای زنده ماندن . لحظه هایت سرشار از این بهانه باد .   چه دعایی کنمت بهتر از این :خنده ات از ته دل     گریه ات از سر شوق    چه دعایی کنمت بهتر از این که خدا پنجره ی باز اتاقت باشد .   امیدوارم  زیبا ترین گلها زیر پایت , &nbs...
10 آذر 1391